0

آغاز پاییز ...

10 مهر 1399
  ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست شب تار ...
0

شمس و مولانا ، قصه ای عاشقانه

10 مهر 1399
هفتم مهرماه سالروز بزرگداشت شمس تبريزي است. فردي كه در ادب و ادبيات ...
0

شماره 18 ذهن آویز منتشر شد

10 مهر 1399
مجله حاضر یک ماهنامه علمی ، فرهنگی و اجتماعی است که با هدف آموزش و ...
0

گردشگری و کرونا

10 مهر 1399
گردشگری در ایام سال در کشورمان ایران همواره مورد توجه گردشگران جهان ...
0

رسانه ، چالش ، تهدید

10 مهر 1399
همواره یکی از ابزار احساس امنیت در انسان‌ها برقراری ارتباط با دیگر ...
0

پوست و مو در پاییز

10 مهر 1399
اگر پوست شما زود خشك و يا شكننده مي‌شود و سردي هوا به آن آسيب ...
0

عصر طلايي شعر ، دوره رمانتيك

10 مهر 1399
رمانتیسم یا رمانتیسیسم، عصری از تاریخ فرهنگ در غرب اروپاست، که بیشتر ...
0

آنا آخماتوا شاعره روس

29 شهریور 1399
از ميان شاعران سده بيستم روسيه هيچيك چون آخماتووا نداي مظلوميت مردم ...
0

نکات ریز اقتصادی

29 شهریور 1399
درآمد : هیچگاه روی یک درآمد تکیه نکنید، برای ایجاد منبع دوم درآمد ...
0

شماره 17 ذهن آویز منتشر شد

29 شهریور 1399
مجله حاضر یک ماهنامه علمی ، فرهنگی و اجتماعی است که با هدف آموزش و ...
0

دنیای بکر دریاچه های ایران

29 شهریور 1399
در ادامه معرفی دریاچه‌های زیبای ایران در فصل تابستان در شماره‌های ...
0

پزشكي شغل يا هنر

29 شهریور 1399
پزشک (به معنای دور کننده درد و بیماری) يا دکتر (در اصطلاح رایج) در ...
0

محرم و کرونا

09 شهریور 1399
با شرایط جدید و اوج‌گیری دوباره ویروس کرونا در بیشتر استان‌های کشور و ...
0

ضدعفونی در همه جا همه وقت

29 شهریور 1399
یکم شهریور روز بزرگداشت پزشک شهیر ایرانی ابوعلی سینا است. با توجه ...
0

بازی‌های رایانه‌ای ایرانی و تابستان شاد

22 تیر 1399
    بازی ایرانی میر مهنا بازی کامپیوتری در سبک اکشن اول شخص و ...
0

تیرماه، ماه شروع طراوت و زیبایی‌های تابستان

22 تیر 1399
تیرماه، ماه شروع طراوت و زیبایی‌های تابستان و آغازی بر گشت و گذار در ...
0

شماره 16 ذهن آویز منتشر شد

22 تیر 1399
مجله حاضر یک ماهنامه علمی ، فرهنگی و اجتماعی است که با هدف آموزش و ...
0

دریاچه‌ها انعکاس آسمانند بر زمین

22 تیر 1399
تیرماه، اولین ماه از فصل گرم تابستان است و معمولا افراد در ایران فرصت ...
0

روتین تابستان

22 تیر 1399
امسال تابستون که گرمای هوا 40 درجه ی سانتیگراد رو هم پشت سر گذاشته، ...
0

اوتیسم

22 تیر 1399
اوتیسم یا در خودماندگی، نوعی اختلال رشدی و بیماری ای است که قبل از سه ...
0

خداحافظ کمالگرایی

22 تیر 1399
تصور کنید در زندگی تان ترسی نداریداز این که به اندازه ی کافی خوب ...
0

اندیشمندی که از نو باید شناخت

13 خرداد 1399
دکتر علی شریعتی در دوم آذر سال ۱۳۱۲ در کاهک، در نزد کیی سبزوار دیده ...
0

از هرچه بگذريم سخن دوست خوش‌تر است

13 خرداد 1399
آهنگ ترم باران آرام آرام روبه گرماي مهربان خورشيد مي‌دهد تا آخرين ...
0

شماره 15 ذهن آویز منتشر شد

13 خرداد 1399
مجله حاضر یک ماهنامه علمی ، فرهنگی و اجتماعی است که با هدف آموزش و ...
0

سرگیجه

13 خرداد 1399
سرگیجه يكي از حالاتي است كه معمولا تعبير به بيماري مي‌شود و علامتي از ...
0

سایه سنگین کرونا بر معیشت مردم

13 خرداد 1399
چه كسي فكر مي‌كرد موجودي غيرقابل مشاهده ‌بتواند دنيا و سياستمداران آن ...
0

ورزش پهلوانی

13 خرداد 1399
اگر از پدربزرگ های خود در مورد ورزش پهلوانی و زورخانه ای بپرسید ساع ...
0

معماری و پهلوانی

13 خرداد 1399
به مناسبت  روز فرهنگ پهلوانی و ورزش زورخانه ای زورخانه زورخانه ها ...
0

آرامگاهی با معماری نیکو

26 ارديبهشت 1399
به بهانه‌ی گرامی‌داشت حکیم فردوسی و حکیم عمر خیام در اردیبهشت ماه ...
0

خودکفایی در ماه رمضان

26 ارديبهشت 1399
ماه رمضان امسال تفاوت های خاصی با سا لهای گذشته دارد. وجود مهمان ...

آغاز پاییز ...

هفتم مهرماه سالروز بزرگداشت شمس تبريزي است. فردي كه در ادب و ادبيات پارسي جايگاه ويژه‌اي دارد و همواره مورد توجه عرفا بوده است. قصه شمس و مولانا، قصه‌اي در خور توجه و جذاب براي علاقمندان به عرفان است. قدیمی‌ترین مستندات درخصوص نگاشته‌هاي شمس تبریزی، ابتدانامه سلطان ولد و رساله سپهسالار است که در آن بيان كرده است «هیچ آفریده‌ای را بر حال شمس اطلاعی نبوده چون شهرت خود را پنهان می‌داشت و خویش را در پرده اسرار فرو می‌پیچید» با اين حال در کتاب مقالات اگر چه شمس تبریزی به شرح احوال و معرفی پیشینه خود نپرداخته‌است اما از میان توصیفات و خاطرات متعددي كه بيان داشته است مي‌توان نسبت به او شناخت پيدا كرد.

درخصوص سرگذشت پدر و مادر شمس تبريزي مي‌توان به توجه ویژه آن‌ها به شمس تبریزی اشاره کرد و این خود همواره از نظر روانشناسان مورد توجه بوده است که ایجاد دلبستگی ایمن همواره می‌تواند از  کودکان افراد لایق و بزرگ و موفق بسازد. هر چند که شمس در جایی از مقالات به این سطح از توجه این‌گونه اشاره می‌کند«این عیب از پدر و مادر بود که مرا چنین به ناز برآوردند.» . وی در خصوص رابطه خود با پدر در جای می‌گوید: «نیک مرد بود… الا عاشق نبود، مرد نیکو دیگر است و عاشق دیگر…، پدر از من خبر نداشت. من در شهر خود غریب، پدر از من بیگانه، دلم از او می‌رمید. پنداشتمی که بر من خواهد افتاد. به لطف سخن می‌گفت، پنداشتم که مرا می‌زند، از خانه بیرون می‌کند». و این از نگاه مهربانه و توام با فاصله میان شمس و پدر خبر می‌دهد و شاید بهتر باشد در خصوص رابطه شمس با والدینش به اطلاعات بیشتری دست یابیم. به هر حال شمس شاگردی را پیشه می‌کند و در محضر استادانی چون شمس خونجی تحصیل کرد و در سیر و سلوک و طریقت، از کسانی چون پیر سله‌باف و شیخ رکن الدین محمد سُجاسی معروف به پیر سُجاسی، بهره جست. همچنین تحت تاثیر آموزه‌های بزرگان و اندیشمندانی چون  فخر رازی، اوحدالدین کرمانی و محی‌الدین ابن عربی نیز بوده است.

شمس تبریزی عاشق سفر بود و عمر را به سیر و سیاحت می‌گذرانید  و در ۲۶ جمادی‌الثانی ۶۴۲ (معادل ۶ دسامبر ۱۲۴۴ میلادی و ۱۶ آذر ۶۲۳ هجری خورشیدی) به قونیه رسید. با مولوی ملاقات کرد و با شخصیت نیرومند و نفس گرمی که داشت مولانا را دگرگون کرد. تا پیش از دیدار شمس تبریزی، مولوی از عالمان و فقیهان بود و به تدریس علوم دینی مشغول بود. با دیدار شمس تبریزی، مولوی مسیر قبلی را رها کرد و با اشتیاقی که شمس در او پدید آورده بود، اهل وجد و سماع و شاعری شد. برای مردم قونیه که تصویری دیگر از مولوی داشتند این تغییر مسیر قابل درک نبود و مریدان مولوی بر او و شمس تبریزی احساس خشم داشتند و همین امر موجب شد شمس تبریزی بعد از شانزده ماه در ۲۱ شوال ۶۴۳ بی‌خبر قونیه را ترک کند و همین امر موجب اندوه و ملال مولوی شد. سرانجام نامه‌ای از شمس تبریزی رسید و معلوم شد که به شامشفر کرده است. مولوی فرزند خود سلطان ولد را با بیست نفر از یاران برای باز گرداندن شمس تبریزی به شام فرستاد و وی در ۶۴۴ با استقبال باشکوه به قونیه بازگشت. محفل مولوی غرق شور و شادی و وجد و سماع شد. اما  این شادمانی‌ها طولی نکشید و آتش کینه و تعصب مریدان مولوی و مردم قونیه مجدد بالا گرفت و رنج‌ها و آزارها به شمس تبریزی شروع شد. او با همه عشق و علاقه‌ای که به صحبت مولانا داشت تصمیم به ترک قونیه گرفت. به مولانا می‌گفت: «سفر کردم آمدم و رنج‌ها به من رسید که اگر قونیه را پر زر کردندی به آن کرا نکردی، الا دوستی تو غالب بود… سفر دشوار می‌آید، اما اگر این بار رفته شود چنان مکن که آن بار کردی» به سلطان ولد فردها می‌گفت:

خواهم این بار آنچنان رفتن

 

که نداند کسی کجایم من

همه گردند در طلب عاجز

 

ندهد کس نشان ز من هرگز

سال‌ها بگذرد چنین بسیار

 

کس نیابد ز گرد من آثار

در منابع قدیمی مزارشمس تبریزی را در شهر خوی، بیان کرده‌اند هرچند که با گذشت قرن‌ها آرامگاه شمس تبریزی ویران گردید و از آن منار آجری به نام شمس تبریز بر جای مانده است. محمدعلی موحد مدفون بودن شمس در خوی را به دلیل وجود مقبره‌ای با یک مناره در خارج از شهر خوی که از آغاز سده پانزدهم میلادی به «مناره شمس تبریزی» معروف بوده، معتبر می‌داند. بر اساس سفرنامه‌های سیاحان اروپایی که از آذربایجان دیدن کرده‌اند، مقبره پیشتر دو مناره داشته که همین اواخر یکی از آن دو بر اثر عوامل طبیعی فرو ریخته‌است. محمد امین ریاحی هم در کتابش درباره تاریخ شهر خوی به شرح دیدار سلطان سلیمان قانونی و وزیر اعظمش از خوی و زیارت مقبره شمس می‌پردازد و می‌گوید که عثمانیان به روایت افلاکی در مناقب‌العارفین مبنی بر دفن شمس در قونیه اعتقاد نداشته‌اند هرچند امروزه صنعت گردشگری جمهوری ترکیه قویاً از موضع افلاکی دفاع می‌کند..از میان محققان ایرانی، بدیع‌الزمان فروزانفر و محمدعلی تربیت منکر دفن شمس در خوی‌اند..فرانکلین لوئیس با توجه به کثرت روایات متضاد و متناقض، شناسایی مدفن شمس به گونه‌ای مطمئن و دقیق را بعید می‌داند. به گفته او اگرچه مدرکی قانع‌کننده دال بر صحت دفن شمس در خوی وجود ندارد، اما مدرکی هم در رد آن موجود نیست. او با توجه به قدیمی بودن منار مقبره شمس در خوی که سابقه آن حداقل به سال ۱۴۰۰ میلادی بر می‌گردد و با نظر به عدم وجود هرگونه مدرک ناقض آن، خوی را آخرین اقامتگاه شمس در نظر می‌گیرد.

علیرضا مقدم، عضو هیئت علمی گروه عرفان دانشنامه اسلام، به دست‌نوشته‌ای از کتابخانه حسن پاشا در چوروم ترکیه برخورده که «گمان می‌برد یکی از کهن‌ترین نشانه‌های حضور شمس تبریزی در خوی و بلکه کهن‌ترین آن‌ها باشد». در این نسخه خطی آمده که خواجه علاءالدین علی، از مشایخ طریقت صفوی، چون مرگ خود را نزدیک دید خواست خلیفه‌ای برگزیند و ابوحامد حمیدالدین آقسرایی، معروف به سومونجو بابا، را مناسب یافت. پس حلقه مریدان و درویشانش را به «مکانی که در قصبه خوی به مقام شمس تبریزی معروف و زیارتگاه و تفرجگاه آنان بود» برد و پس از سه روز ذکر، ابوحامد را به عنوان خلیفه خود روانه روم ساخت. علیرضا مقدم نتیجه می‌گیرد که حدود ۱۰۰ سال پس از غیبت شمس در خوی مکانی وجود داشته که محل تجمع و رقص و سماع صوفیان بوده و به نام مقام شمس تبریزی معروف بوده‌است. مزار شمس تبریزی در خوی در دهه‌های اخیر مورد توجه قرار گرفت و برای بازسازی آن اقدام شد.

مجله حاضر یک ماهنامه علمی ، فرهنگی و اجتماعی است که با هدف آموزش و ارائه آگاهی در زمینه روانشناسی برای عموم تهیه گردیده است. هرگونه استفاده از مطالب مجله مایه افتخار ماست و با اجازه کتبی مقدور می باشد.

 

هفتم مهرماه سالروز بزرگداشت شمس تبريزي است. فردي كه در ادب و ادبيات پارسي جايگاه ويژه‌اي دارد و همواره مورد توجه عرفا بوده است. قصه شمس و مولانا، قصه‌اي در خور توجه و جذاب براي علاقمندان به عرفان است. قدیمی‌ترین مستندات درخصوص نگاشته‌هاي شمس تبریزی، ابتدانامه سلطان ولد و رساله سپهسالار است که در آن بيان كرده است «هیچ آفریده‌ای را بر حال شمس اطلاعی نبوده چون شهرت خود را پنهان می‌داشت و خویش را در پرده اسرار فرو می‌پیچید» با اين حال در کتاب مقالات اگر چه شمس تبریزی به شرح احوال و معرفی پیشینه خود نپرداخته‌است اما از میان توصیفات و خاطرات متعددي كه بيان داشته است مي‌توان نسبت به او شناخت پيدا كرد.

درخصوص سرگذشت پدر و مادر شمس تبريزي مي‌توان به توجه ویژه آن‌ها به شمس تبریزی اشاره کرد و این خود همواره از نظر روانشناسان مورد توجه بوده است که ایجاد دلبستگی ایمن همواره می‌تواند از  کودکان افراد لایق و بزرگ و موفق بسازد. هر چند که شمس در جایی از مقالات به این سطح از توجه این‌گونه اشاره می‌کند«این عیب از پدر و مادر بود که مرا چنین به ناز برآوردند.» . وی در خصوص رابطه خود با پدر در جای می‌گوید: «نیک مرد بود… الا عاشق نبود، مرد نیکو دیگر است و عاشق دیگر…، پدر از من خبر نداشت. من در شهر خود غریب، پدر از من بیگانه، دلم از او می‌رمید. پنداشتمی که بر من خواهد افتاد. به لطف سخن می‌گفت، پنداشتم که مرا می‌زند، از خانه بیرون می‌کند». و این از نگاه مهربانه و توام با فاصله میان شمس و پدر خبر می‌دهد و شاید بهتر باشد در خصوص رابطه شمس با والدینش به اطلاعات بیشتری دست یابیم. به هر حال شمس شاگردی را پیشه می‌کند و در محضر استادانی چون شمس خونجی تحصیل کرد و در سیر و سلوک و طریقت، از کسانی چون پیر سله‌باف و شیخ رکن الدین محمد سُجاسی معروف به پیر سُجاسی، بهره جست. همچنین تحت تاثیر آموزه‌های بزرگان و اندیشمندانی چون  فخر رازی، اوحدالدین کرمانی و محی‌الدین ابن عربی نیز بوده است.

شمس تبریزی عاشق سفر بود و عمر را به سیر و سیاحت می‌گذرانید  و در ۲۶ جمادی‌الثانی ۶۴۲ (معادل ۶ دسامبر ۱۲۴۴ میلادی و ۱۶ آذر ۶۲۳ هجری خورشیدی) به قونیه رسید. با مولوی ملاقات کرد و با شخصیت نیرومند و نفس گرمی که داشت مولانا را دگرگون کرد. تا پیش از دیدار شمس تبریزی، مولوی از عالمان و فقیهان بود و به تدریس علوم دینی مشغول بود. با دیدار شمس تبریزی، مولوی مسیر قبلی را رها کرد و با اشتیاقی که شمس در او پدید آورده بود، اهل وجد و سماع و شاعری شد. برای مردم قونیه که تصویری دیگر از مولوی داشتند این تغییر مسیر قابل درک نبود و مریدان مولوی بر او و شمس تبریزی احساس خشم داشتند و همین امر موجب شد شمس تبریزی بعد از شانزده ماه در ۲۱ شوال ۶۴۳ بی‌خبر قونیه را ترک کند و همین امر موجب اندوه و ملال مولوی شد. سرانجام نامه‌ای از شمس تبریزی رسید و معلوم شد که به شامشفر کرده است. مولوی فرزند خود سلطان ولد را با بیست نفر از یاران برای باز گرداندن شمس تبریزی به شام فرستاد و وی در ۶۴۴ با استقبال باشکوه به قونیه بازگشت. محفل مولوی غرق شور و شادی و وجد و سماع شد. اما  این شادمانی‌ها طولی نکشید و آتش کینه و تعصب مریدان مولوی و مردم قونیه مجدد بالا گرفت و رنج‌ها و آزارها به شمس تبریزی شروع شد. او با همه عشق و علاقه‌ای که به صحبت مولانا داشت تصمیم به ترک قونیه گرفت. به مولانا می‌گفت: «سفر کردم آمدم و رنج‌ها به من رسید که اگر قونیه را پر زر کردندی به آن کرا نکردی، الا دوستی تو غالب بود… سفر دشوار می‌آید، اما اگر این بار رفته شود چنان مکن که آن بار کردی» به سلطان ولد فردها می‌گفت:

خواهم این بار آنچنان رفتن

 

که نداند کسی کجایم من

همه گردند در طلب عاجز

 

ندهد کس نشان ز من هرگز

سال‌ها بگذرد چنین بسیار

 

کس نیابد ز گرد من آثار

در منابع قدیمی مزارشمس تبریزی را در شهر خوی، بیان کرده‌اند هرچند که با گذشت قرن‌ها آرامگاه شمس تبریزی ویران گردید و از آن منار آجری به نام شمس تبریز بر جای مانده است. محمدعلی موحد مدفون بودن شمس در خوی را به دلیل وجود مقبره‌ای با یک مناره در خارج از شهر خوی که از آغاز سده پانزدهم میلادی به «مناره شمس تبریزی» معروف بوده، معتبر می‌داند. بر اساس سفرنامه‌های سیاحان اروپایی که از آذربایجان دیدن کرده‌اند، مقبره پیشتر دو مناره داشته که همین اواخر یکی از آن دو بر اثر عوامل طبیعی فرو ریخته‌است. محمد امین ریاحی هم در کتابش درباره تاریخ شهر خوی به شرح دیدار سلطان سلیمان قانونی و وزیر اعظمش از خوی و زیارت مقبره شمس می‌پردازد و می‌گوید که عثمانیان به روایت افلاکی در مناقب‌العارفین مبنی بر دفن شمس در قونیه اعتقاد نداشته‌اند هرچند امروزه صنعت گردشگری جمهوری ترکیه قویاً از موضع افلاکی دفاع می‌کند..از میان محققان ایرانی، بدیع‌الزمان فروزانفر و محمدعلی تربیت منکر دفن شمس در خوی‌اند..فرانکلین لوئیس با توجه به کثرت روایات متضاد و متناقض، شناسایی مدفن شمس به گونه‌ای مطمئن و دقیق را بعید می‌داند. به گفته او اگرچه مدرکی قانع‌کننده دال بر صحت دفن شمس در خوی وجود ندارد، اما مدرکی هم در رد آن موجود نیست. او با توجه به قدیمی بودن منار مقبره شمس در خوی که سابقه آن حداقل به سال ۱۴۰۰ میلادی بر می‌گردد و با نظر به عدم وجود هرگونه مدرک ناقض آن، خوی را آخرین اقامتگاه شمس در نظر می‌گیرد.

علیرضا مقدم، عضو هیئت علمی گروه عرفان دانشنامه اسلام، به دست‌نوشته‌ای از کتابخانه حسن پاشا در چوروم ترکیه برخورده که «گمان می‌برد یکی از کهن‌ترین نشانه‌های حضور شمس تبریزی در خوی و بلکه کهن‌ترین آن‌ها باشد». در این نسخه خطی آمده که خواجه علاءالدین علی، از مشایخ طریقت صفوی، چون مرگ خود را نزدیک دید خواست خلیفه‌ای برگزیند و ابوحامد حمیدالدین آقسرایی، معروف به سومونجو بابا، را مناسب یافت. پس حلقه مریدان و درویشانش را به «مکانی که در قصبه خوی به مقام شمس تبریزی معروف و زیارتگاه و تفرجگاه آنان بود» برد و پس از سه روز ذکر، ابوحامد را به عنوان خلیفه خود روانه روم ساخت. علیرضا مقدم نتیجه می‌گیرد که حدود ۱۰۰ سال پس از غیبت شمس در خوی مکانی وجود داشته که محل تجمع و رقص و سماع صوفیان بوده و به نام مقام شمس تبریزی معروف بوده‌است. مزار شمس تبریزی در خوی در دهه‌های اخیر مورد توجه قرار گرفت و برای بازسازی آن اقدام شد.

آغاز پاییز ...

مجله حاضر یک ماهنامه علمی ، فرهنگی و اجتماعی است که با هدف آموزش و ارائه آگاهی در زمینه روانشناسی برای عموم تهیه گردیده است. هرگونه استفاده از مطالب مجله مایه افتخار ماست و با اجازه کتبی مقدور می باشد.

 

صفحه1 از11

سبک زندگی سالم

فرهنگ و هنر

تبلیغات

   

سرگرمی

ماهنامه فرهنگی ، هنری ، اجتماعی ذهن آویز با تلاش جمعی از فرهیختگان و صاحبنظران جامعه در صدد است تا با رویکرد سلامت محور به مسائل جامعه بپردازد. این ماهنامه ، 28 ام هر ماه به صورت تمام الکترونیک از طریق وبگاه www.zehnavizonline.ir با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر می شود.خوشحالیم قدمی هرچند کوچک برای سلامت جامعه بر می داریم.

ذهن آویز

 

ما از کوکی ها برای بهبود وب سایت استفاده می کنیم. برای مشاهده اطلاعات بیشتر مراجعه کنید به سیاست کوکی ها. من در سایت از کوکی ها استفاده می کنم. قبول کردن