معرفی انجمن زبان شناسی ایران

29 اسفند 1398
نویسنده:  

انجمن زبان‌شناسى ايران ابتدا با نام انجمن زبان‌شناسى همگانى تهران در شهريورماه سال 1380 مورد تأييد وزارت کشور قرار گرفت و در اولين مجمع عمومى، اساسنامه آن به تصويب رسيد. در اين مجمع هفت عضو اصلى و سه عضو على البدل اولين دوره هيأت مديره انجمن انتخاب شدند.

 

در اولين جلسه هيأت مديره انجمن، ضرورت تغيير نام انجمن به انجمن زبان‌شناسى ايران مطرح گرديد و درخواستى در اين رابطه به وزارت کشور ارسال شد که بلافاصله مورد بررسى و تصويب قرار گرفت. انجمن زبان‌شناسى ايران پروانه فعاليت رسمى خود را در تاريخ 31/1/1381 از وزارت کشور دريافت کرد.

پس از گذشت کمتر از دو سال از تاسيس انجمن زبان‌شناسى ايران، کارنامه افتخار آفرين عملکرد اين انجمن، وزارت علوم، تحقيقات و فناورى را بر آن داشت تا پيشنهادى در خصوص قرار گرفتن اين انجمن در قالب انجمن‌هاى علمى وزارت علوم مطرح نمايد.

هيأت مديره انجمن زبان‌شناسى ايران طى نشستى با معاونت محترم وزارت علوم، تحقيقات و فناورى و نيز رايزنى هاى فراوان، به اين پيشنهاد پاسخ مثبت داد و در بهمن ماه سال 1382 رسماً در قالب انجمن‌هاى علمى وزارت علوم قرار گرفت.

دومين مجمع عمومى انجمن زبان‌شناسى ايران در تيرماه سال 1383 در محل پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى تشکيل شد و اعضاى دومين دوره هيأت مديره انجمن در اين جلسه انتخاب شدند.

 

دامنه فعاليت

دامنه فعاليت انجمن زبان‌شناسى ايران در اساسنامه اين انجمن کشورى و فراکشورى پيش بينى شده است. در حال حاضر تعداد بسيارى از اعضاى انجمن زبان‌شناسى ايران را اساتيد و دانشجويان زبان‌شناسى در شهرستان‌هاى مختلف ايران تشکيل مى دهند. همچنين دو تن از اعضاى انجمن زبان‌شناسى ايران از اساتيد دانشگاه در کشورهاى فرانسه و انگلستان هستند.

 

فعاليت‌هاي علمي و گروههاي تخصصي

اانجمن زبان‌شناسى ايران با هدف گسترش، پيشبرد و ارتقاى سطح علمى دانش زبان شناسى و توسعه کيفى نيروهاى متخصص در زمينه‌هاى زبان‌شناسى نظرى و کاربردى در پانزده گروه علمى - تخصصى به شرح زير فعاليت دارد.

زبانشناسي « Linguistic » دانشي است که از افت و خيز زبان‌ها، کيفيت اوج، سقوط و تحول و پيشرفت آن‌ها بحث مي‌کند و داراي شاخه‌هاي مختلفي چون: معناشناسي «semantic»، ريشه‌شناسي «etymology» فلولوژي يا فقه اللغه و...  مي‌باشد. عرصه زبانشناسي، عرصه و ميدان بسيار وسيعي است، سير تحول واژگان بي‌شباهت به دنياي آدميان نيست، هر واژه‌اي مانند يک موجود زنده داراي ولادت، زندگي و مرگ است. مطالعات زبان‌شناسي در سطوحي چون: سطح آوايي (آواشناسي) – سطح نحوي (دستور زبان) – سطح معناي (معناشناسي) را در بر مي‌گيرد.

معناشناسي کوششي است براي پي بردن به اين نکته که اهل زبان چگونه منظور همديگر را مي‌فهمند؟ و چرا برخي از واژگان را مورد استفاده و پاره‌اي ديگر را بي‌معني و فاقد استفاده مي‌دانند؟ چرا مردم بعضي از جملات با معنا را مي‌پذيرند و بعضي ديگر را که بي معنا هستند رد مي‌کنند؟

در مجموع، کلمات و واژگان در گذر زمان داراي چهار وضعيت معنايي مي‌باشند که عبارتند از:

  1. کاملاً متروک. کلماتي که پس از انتقال به دوره‌اي ديگر، به دلايل گوناگون از فهرست واژگان دوره بعد، حذف شده‌اند و جزء واژگان متروک هستند. مثل: سوفا ، آزفنداک، خفتان، خوازه، برگستوان.
  2. پذيرش معنايي جديد. کلماتي هستند که با از دست دادن معناي پيشين و پذيرفتن معنايي جديد به دوران بعد منتقل شده‌‌اند. مانند: مزخرف، کثيف (که در عربي به معناي انبوه و در فارسي به معناي ناپاک است) و سوگند که در گذشته زبان فارسي وجود داشته‌اند. اين کلمات امروزه هم وجود دارند اما تحول معنايي يافته‌اند.
  3. انتقال بدون تغيير. کلماتي‌اند که با همان معناي قديم بدون هيچ تغييري به حيات خود ادامه داده‌اند. مانند: خنده، شادي، گل، زيبايي، چشم و گريه.
  4. پذيرش معنايي جديد با حفظ معناي قديم. برخي از واژگان، هم معناي کهن خود را حفظ کرده‌اند و هم معناي جديدي پذيرفته‌اند. مانند: زين، يخچال، سپر، رکاب.

به عنوان مثال مي‌توان از کلماتي چون: فردوس از فَردَسَه به معناي گشادگي و صراط از استراط الطعام، به معني بلعيدن غذا و اشتقاق اسطرلاب، از لاب به معناي نام شخص و اسطر از سطر نام برد.

و باز به عنوان نمونه مي‌توان از واژه رند در ادب فارسي نام برد که در دوران‌هاي مختلف معناي گوناگوني به خود گرفته است:

رند در تاريخ بيهقي به معني افراد پست و فرومايه است: «به مشتي رند سيم دادند». در گلستان شيخ اجل سعدي به معني زيرک و شوخ است و گاهي نيز به معني اهل نيرنگ و حقّه مي‌باشد. همين واژه در ديوان حافظ به معني پير و راهنما و انسان کامل به کار رفته است. اما امروزه به معنايي به کار مي‌رود که تقريباً با مفهوم گلستان سعدي در قرن هفتم نزديکي دارد و به همين گونه است واژه‌اي چون شوخ، که در گذشته به معني چرک بوده و امروزه به معني کسي است که سخنان غير جدي و طنز آميز به زبان دارد.

فردوس از ديد ريشه شناسي از پيشوند پَرَ « para » به معني « پيرامون و گراداگرد » و دَئِزَ « daeza » به معني « انباشتن و روي هم چيدن و ديوار نهادن » ساخته شده است و پَرَ دَئِزَ « paradaeza » به معني باغ و محوطه ديوار کشيده شده مي‌باشد. اين واژه نيز در گذر زمان با دگرگوني‌هايي روبرو شده است و به شکل‌هايي چون: «پرديس – فردوس» و سرانجام «فردوس» به کار رفته است. بنابراين کلمه فردوس با « پارادائِز – paradis » انگليسي و فرانسوي از يک ريشه است. بعضي از زبان‌شناسان نيز يک ريشه بودن فردوس و پاريس را منکر شده‌اند.

نظر شما

تبلیغات

   

ماهنامه فرهنگی ، هنری ، اجتماعی ذهن آویز با تلاش جمعی از فرهیختگان و صاحبنظران جامعه در صدد است تا با رویکرد سلامت محور به مسائل جامعه بپردازد. این ماهنامه ، 28 ام هر ماه به صورت تمام الکترونیک از طریق وبگاه www.zehnavizonline.ir با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر می شود.خوشحالیم قدمی هرچند کوچک برای سلامت جامعه بر می داریم.

ذهن آویز

 

ما از کوکی ها برای بهبود وب سایت استفاده می کنیم. برای مشاهده اطلاعات بیشتر مراجعه کنید به سیاست کوکی ها. من در سایت از کوکی ها استفاده می کنم. قبول کردن