اختلالات روانی شایع در دوران سالمندی و راهکارهای مقابله با آن

02 خرداد 1398
نویسنده:  

سالمندی یکی از مراحل رشد انسان در چرخه زندگی هست که علائم و ویژگی‌های خاص خودش را دارد. سازمان بهداشت جهانی با توجه به روند رو به رشد علم پزشکی و مطالعات درمانی، رفاه، اميد به زندگي و در پیان كاهش مرگ‌ومیر و مواليد افزایش طبقه‌بندی سنی در دوره سالمندی را معرفی کرده است و سن 70 سالگی به بالا را  زمان ورود به سالمندی معرفی کرده است که خود نیز به طبقات مختلفی طبقه‌بندی می‌شود. سالمندی یا همان پیری به زبان عامیِ دوره‌ای از مرحله رشدی است که علاوه بر رشد جسمانی صورت گرفته، خود دارای سطوح مختلف رشدی من‌جمله رشد شناختی، رشد عاطفی و هیجانی، رشد اجتماعی و .. است.

 

با رسیدن فرد به اواخر بزرگ‌سالی معمولاً برخی از اندام‌های بدن تغییراتی داشته و تخریب در برخی از بخش‌های بدن خود را نشان می‌دهد، در مغز نیز مانند سایر اعضای بدن تغییراتی به وجود می‌آید. ازآنجاکه مغز حاکم و فرمانروای جسم است و رفتارهای فرد را مشخص می‌سازد، تغییرات در آن می‌تواند رفتار فرد را تعیین سازد که گاها تخریب آن موجب بروز رفتارهای ناسازگارانه  می‌شود. تخریب در مغز منجر به کاهش  قدرت حافظه شده و یادگیری مطالب جدید سخت می‌شود و ممکن است توانایی سالمند برای رویارویی با مشکلات جدید و یافتن راه‌حل درست با کندی یا اختلال صورت گیرد. هرچند که افزایش هوش سیال که محصول تجربه است در بیشتر موارد به کمک سالمند آمده و این خلأ را جبران می‌کند.

تجارب متعدد رشدی می‌تواند تأثیرات خود را بر بعد عاطفی و هیجانی و حتی جسمانی فرد بگذارند. هرگونه از دست دادن من‌جمله فوت یا طلاق همسر، مستقل شدن فرزندان و دوری از آن‌ها، بازنشستگی و ترک موقعیت اجتماعی، معلولیت‌های ناشی از بیماری‌های متعدد جسمی می‌تواند مسیر و کیفیت زندگی فرد را با چالش مواجه کند. اختلالات احتمالی حسی ایجادشده به‌جهت کهولت سن ازجمله کاهش حس شنوایی و بینایی می‌تواند موجب انزوای اجتماعی و کاهش عزت‌نفس در وی گردد. عدم آشنایی با راه‌حل رفع مشکلات پیش‌آمده و روش صحیح برخورد با آن‌ها می‌تواند منجر به بروز اختلالات روانی در فرد گردد. امروزه استرس حاد، افسردگی و زوال عقل از مهم‌ترین بیماری‌های روانی در سالمندان بشمار می‌آیند. استرس و کاهش عزت‌نفس به‌جهت نیاز و عدم استقلال کافی و حتی علائم فیزیولوژیک درونی می‌تواند منجر به بروز اختلالات خواب، عدم مدیریت خشم و برون‌ریزی هیجان در فرد شود. به‌جرئت می‌توان گفت یکی از طبیعی‌ترین مسائل در زندگی هر فرد سازگاری با موقعیت و موضوعات جدید است که خود می‌تواند تا حدی استرس‌زا باشد و منجر به بروز ناسازگاری و عدم تطابق در فرد شود. در مواقعی که استرس پیش‌آمده فراتر از امکانات و توانایی فرد به لحاظ واقعی یا ذهنی باشد فرد تجربه بحران خواهد داشت و سازگاری با بحران و گذر از آن می‌تواند افت عملکرد برای فرد پیش آورد. چیزی که بیشتر در مورد استرس شنیده‌ایم آن است که استرس خود می‌تواند منجر به بروز افت عملکرد و آشفتگی روانی در فرد شود اما این‌همه موضوع نیست. استرس بر سیستم جسمانی فرد ازجمله قلب و عروق، ایمنی و ... نیز اثر می‌گذارد.

در این بخش ما ضمن اشاره به علائم و نشانه‌های بروز سه مورد از رایج‌ترین اختلالات روان‌شناختی در سالمندان، راهکارهای پیشگیری و مداخله را جهت کاهش علائم و درمان آن ارائه می‌کنیم. 

اختلال استرس حاد

پذیرش برخی مسائل و مشکلات زندگی با افزایش سن کمی دشوارتر می‌شود. تغییر مکان زندگی، تغییر در نوع روابط اجتماعی، تغییر در نوع رابطه با افراد و میزان حمایت دریافتی از آن‌ها ازجمله مسائلی است که به علت مسائل و مشکلات اقتصادی، بازنشستگی زودهنگام و یا ازدواج فرزندان یا از دست دادن عزیزان برای افراد سالمند امری بدیهی به نظر می‌رسد. کاستی‌های ناشی از خستگی مزمن روانی و یا ابتلا به بیماری‌های جسمانی مزمن در برخی افراد سالمند می‌تواند منجر به تغییر سبک زندگی و در پی آن کاهش قدرت تمرکز و توجه بر امور زندگی شود. پیدا کردن راه‌حل مناسب در زمان بروز مسئله جدید برای سالمندان کار سخت و دشواری به نظر خواهد رسید و ممکن است احساس ناتوانی ذهنی و یا واقعی برای فرد ایجادشده و سطح بالای استرس را شکل دهد. استرس بالا گاها از سطح تحمل فرد خارج بوده و منجر به انزوا و گوشه‌گیری و انفعال در پاسخ‌دهی هیجانی خواهد شد. یکی از مکانیزم های دفاعی جدا کردن خود از واقعیت و یا به فراموشی سپردن موضوع خواهد بود که خود منجر به پاسخ‌دهی دیرهنگام و یا فقدان پاسخ‌دهی هیجانی باشد. در برخی از سالمندان محترم برانگیختگی بسیار بالا را شاهد هستیم که ممکن است در زمان رخ دادن موضوع باشد و یا فرد با مرور خاطرات، افکار و تصاویر آن موقعیت به خود گویی درونی بپردازد و آن را با بی‌حوصلگی، انزوا و پرخاشگری برون‌ریزی کند. در صورت مشاهده علائم زیر با یک متخصص مشورت کنید.

  1. احساس نگرانی و ترس شدید در مقابل هر خبر و رویداد جدید در زندگی
  2. احساس بی‌قراری و تحرک مفرط، نوعی گوش‌به‌زنگ بودن، حالتی شبیه حیران بودن
  3. مرور افکار، تصاویر ذهنی مرتبط با استرس‌ها و ناکامی‌های گذشته و بیان ترس تجربه مجدد که منجر به رفتارهای آشفته در فرد شود.
  4. اجتناب از رویارویی با موقعیت‌های پراسترس و در پی آن گوشه‌گیری و انزوا
  5. احساس خود و دنیای اطراف خود به‌گونه‌ای دیگر و تلاش برای به فراموشی سپردن رویداد استرس‌زای گذشته و یا عدم توانایی به یادآوردن آن.
  6. عدم داشتن انرژی و کرختی درحالی‌که منشأ جسمانی وجود نداشته باشد.

 

ملاک‌های اختلال استرس حاد

  1. فرد در معرض رویدادی آسیب‌زا قرار داشته که هر دو مورد زیر در آن وجود داشتند:

  2. فرد رویداد یا رویدادهایی را تجربه کرده، شاهد آن‌ها بوده، یاد با آن‌ها روبرو شده است که مرگ واقعی، تهدید به مرگ، جراحت جدی،یا تهدید علیه تمامیت جسمی خود یا دیگران را در برداشته است.

  3. پاسخ شخص شامل ترس شدید، درماندگی یا وحشت بوده است.

  4. فرد در حین تجربه کردن رویداد ناراحت‌کننده یا بعد از تجربه کردن آن سه مورد (یا بیشتر) از نشانه‌های تجزیه‌ای زیر را دارد.

  5. احساس ذهنی کرختی، گسلش، یا فقدان پاسخ‌دهی هیجانی

  6. کاهش آگاهی از اطراف خود ( مثل حیران بودن)

  7. مسخ واقعیت

  8. مسخ شخصیت

  9. یادزدودگی تجزیه‌ای (ناتوانی در به یادآوردن جنبه‌های مهم آسیب)

  10. رویداد آسیب‌زا همواره حداقل به یکی از این شیوه‌ها دوباره تجربه می‌شود: تصاویر ذهنی، افکار، رؤیاها، خطاهای حسی، دوره‌های برگشت به گذشته، یا احساس از خاطر گذراندن تجربه، یا ناراحتی در مورد مواجه‌شدن به یادواره‌ای رویداد آسیب‌زا

  11. اجتناب آشکار از محرک‌هایی که یادآوری آسیب را برانگیخته می‌کنند (مثل افکار، احساسات، گفتگوها، فعالیت‌ها، مکان‌ها، افراد).

  12. نشانه‌های آشکار اضطراب یا افزایش برانگیختگی (مثل مشکل خوابیدن، تحریک‌پذیری، تمرکز ضعیف، گوش‌به‌زنگ بودن، پاسخ یکه خوردن مفرط، بی‌قراری حرکتی)

  13. این اختلال ناراحتی یا اختلال بالینی فراوان ای را در عملکرد اجتماعی، شغلی، یا زمینه‌های مهم دیگر ایجاب می‌کند یا اینکه توانایی فرد را دنبال کردن برخی تکالیف لازم، مانند دریافت کمک ضروری یا بسیج کردن امکانات شخصی با نقل کردن تجربه آسیب‌زا برای اعضای خانواده، مختل می‌کند.

  14. این اختلال حداقل 2 روز و حداکثر 4 هفته ادامه می‌یابد و ظرف 4 هفته بعد از رویداد آسیب‌زا اتفاق می‌افتد.

  15. این اختلال ناشی از ناثیرات فیزیولوژیکی مستقیم مواد، یا بیماری جسمانی عمومی نیست.

اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت آن را بهتر توجیه نمی‌کند و صرفاً تشدید یک اختلال از پیش موجود در محور یک یا دو نیست.

 

افسردگی

باآنکه افسردگی یکی از شایع‌ترین اختلالات روانی در سالمندان است اما همه به آن مبتلا نمی‌شوند. عواملی مانند بیماری‌های جسمانی، مصرف برخی از داروها و فشارهای روانی مانند مرگ عزیزان، احساس تنهایی، مشکلات اقتصادی و… می‌تواند موجب بروز افسردگی در برخی از سالمندان شود که افزایش احساس خودکارامدی، مفید بودن و داشتن شبکه حمایت اجتماعی و معنویت می‌تواند مانع بروز چنین احساس‌هایی در فرد شود. علائم افسردگی در سالمندان را می‌توان با نشانه‌های زیر تشخیص دارد و در صورت وجود علائم به متخصص مراجعه کرد.

  1. عدم احساس لذت و نشاط از زندگی و دستاوردهای موجود در آن، البته اگر سوگ و یا فقدانی رخ‌داده است باید دقت شود که به آن موضوع ربطی نداشته باشد.
  2. عدم شرکت و حضور در فعالیت‌های اجتماعی و مهمانی‌ها
  3. بهانه‌گیری‌های بسیار، گریه کردن گاه‌وبیگاه و یا پرخاشگری کلامی و رفتاری که منجر به طرد عزیزان وی شود.
  4. افزایش یا کاهش میزان تغذیه و اشتها، البته لازم به ذکر است بجهت کاهش قدرت چشایی در این سنین معمولاً ذائقه فرد تغییر کرده و هر غذایی باب میل او نخواهد بود.
  5. افزایش یا کاهش خواب و یا میل بخواب در فرد، لازم به ذکر است هرگونه آشفتگی در زمان بخواب رفتن، طول خواب و خواب دیدن درصورتی‌که منجر به نارضایتی شدید فرد و برهم خوردن سبک زندگی او شود را نیز شامل می‌گردد.
  6. احساس تنهایی شدید و میل به آسیب رساندن به خود که معمولاً با جملاتی با مفهوم خسته شدن از زندگی و تصمیم به خاتمه دادن به آن همراه است.
  7. خستگی بی‌اندازه و بی‌حالی به‌گونه‌ای که منجر به تحرک بسیار کم در وی گردیده باشد.
  8. مرور بسیار زیاد خطاها و شکست‌های احتمالی گذشته و احساس گناه شدید در مورد از دست دادن بخش‌های متعدد زندگی به‌گونه‌ای که دیگر قادر به شروع فعالیت جدید نباشد.
  9. عدم توانایی در تصمیم‌گیری برای امور روزمره زندگی و بلاتکلیفی شدید تا حدی که امور عادی مختل گردیده و منجر به برهم خوردن نظم در زندگی فرد شده باشد.

لازم است دقت کنیم تمامی این علائم حداقل دو هفته هرروز هفته بایست در زندگی فرد اختلال ایجاد کرده باشد به‌گونه‌ای که فعالیت و سبک زندگی و احساس آرامش وی را مختل ساخته باشد. همچنین این علائم را نتوان با عامل دیگری همچون از دست دادن عزیزی، یا ورشکستگی شدید و .. توجیه کرد. ازنظر روان‌پزشکان بر اساس راهنمای تشخیصی- آماری اختلالات روانی، اختلالات افسردگی خود دارای انواع متفاوتی است که می‌توان به اختلال خلقی اخلالگرانه، اختلال افسردگی اساسی، اختلال افسردگی دائم یا دیستیمیا اشاره کرد. ما در اینجا به شایع‌ترین نوع آنکه افسردگی اساسی است اشاره کردیم.

ملاک‌های تشخیصی اختلال افسردگی اساسی :

  1. از بین سمپتوم های زیر پنج سمپتوم (یا بیشتر) در طول یک دوره 2 هفته‌ای حضورداشته‌اند و نشان می‌دهند که عملکرد فرد با عملکرد قبلی او متفاوت شده است. حداقل یکی از معیارها (1) خلق افسرده یا (2) از دست دادن علاقه یا لذت است. (توجه: سمپتوم هایی که آشکارا علت خای پزشکی دارند نباید جزو این فهرست به‌حساب آیند.)

  2. فرد بیشتر طول روز، و تقریباً هرروز، خلق افسرده دارد. این موضوع را خودش اظهار می‌دارد (احساس می‌کند، غمگین، تهی و خالی، یا نومید است) یا دیگران می‌بینند (دائم گریه می‌کنند، در شرف گریه کردن است،یا چشم‌هایش همیشه پراشک است). توجه: در مورد کودکان یا نوجوانان، این حالت ممکن است به زودرنجی و زود خشمی نشان داده شود.

  3. فرد بیشتر طول روز یا تقریباً هرروز به تمام فعالیت‌ها (یا تقریباً تمام فعالیت‌ها) به‌شدت بی‌علاقه است (این موضوع را خود او می‌گوید یا دیگران مشاهده می‌کنند).

  4. به‌طور چشمگیر چاق می‌شود یا بدون گرفتن رژیم غذایی، به‌طور چشمگیر لاغر شده است (لاغر یا چاق شدن چشمگیر یا معنادار یعنی این‌که در عرض یک ماه بیشتر از 5% وزن خود را از دست بدهد یا بیشتر از 5% به وزنش اضافه شود). یا تقریباً هرروز بی‌اشتها و پراشتهاست. توجه: ممکن است کودکان اضافه‌وزنی را که از مرحله رشدی آن‌ها انتظار می‌رود نشان ندهند.

  5. بی‌خوابی (اینسومنیا) یا پرخوابی (هایپرسومنیا) تقریباً در همه روزها.

  6. پرتحرکی روانی- حرکتی یا کم‌تحرکی روانی- حرکتی تقریباً هرروز (صرفاً خود فرد نباید شخصاً احساس کند که بی‌قرار یا کند شده است، بلکه دیگران نیز باید این حالت را مشاهده کنند).

  7. تقریباً هرروز احساس می‌کند بی‌حال و بی‌رمق است یا انرژی ازدست‌داده است.

  8. تقریباً هرروز احساس می‌کند بی‌ارزش است یا بی‌دلیل احساس گناه (عذاب وجدان) شدید می‌کند (احساسی که ممکن است توهمی باشد). (این احساس گناه علاوه بر احساس گناهی است که فرد به خاطر بیمار بودن خود تجربه می‌کند).

  9. تقریباً هرروز، توانایی فکر کردن یا تمرکز حواس ضعیف است، یا نمی‌تواند تصمیم بگیرد و قاطع باشد (این موضوع را خودش اظهار می‌دارد یا دیگران مشاهده می‌کنند).

  10. به‌طور دائم به مرگ فکر می‌کند (این فکر فقط به ترس از مرگ محدود نمی‌شود)، به‌طور دائم به خودکشی فکر می‌کند، بدون آنکه برنامه مشخصی برای آن داشته باشد، یا اقدام به خودکشی می‌کند یا برنامه مشخصی برای خودکشی دارد.

B . این سمپتوم ها باعث می‌شوند فرد به رنج یا نابسامانی شدید در عملکرد اجتماعی، شغلی یا سایر جنبه‌های مهم زندگی دچار شود.

C.علت این اپیزود را نمی‌توان به اثر فیزیولوژیک و مستقیم یک ماده یا یک عارضه پزشکی دیگر نسبت داد.

 

 

تخریب عملکردهای حرکتی همچون بروز حرکات اضافی در اندام‌هایی چون دستان و لب‌ها و یا کندی روانی حرکتی و تغییر در نوع راه رفتن را شاهد خواهیم بود. زوال عقل یکی از بیماری‌های دوره سالمندی است که روی حافظه، تفکر، رفتار و احساس اثر می‌گذارد. علائم آن ممکن است کاهش حافظه، مشکل دریافتن لغات درست برای صحبت کردن و یا فهمیدن حرف‌های دیگران، مشکل انجام دادن فعالیت‌های روزمره قبلی و تغییرهای خلق‌وخو باشد . زوال عقل جزء شرایط طبیعی دوره سالمندی نیست. لذا تشخیص این بیماری از فراموشی طبیعی سالمندی، برای شروع هر چه سریع‌تر درمان اهمیت دارد.

فراموشی طبیعی سالمندان

احتمال فراموشی در طول دوره‌های زندگی برای هرکسی امکان‌پذیر است و میزان مشغله‌های فکری و درگیرهای روزمره زندگی می‌تواند فراموشی را ایجاد کند. با افزایش سن و افزایش مشغله‌ها و مسئولیت‌های مرتبط در زندگی احتمال فراموش‌کاری بیشتر می‌شود. افراد سالمند موضوعات و خاطرات مربوط به گذشته دور را به‌خوبی به یاد می‌آورند، اما ممکن است برخی رخدادهای اخیر را فراموش کنند. به‌عنوان‌مثال خاطرات دوران کودکی چه تلخ و چه شیرین را می‌توانند به یاد بیاورند اما آنکه عینک خود را کجا گذاشته‌اند ممکن است فراموششان شود و مدت زیادی دنبال آن بگردند. این فراموش‌کاری ممکن است برای خود سالمند و یا خانواده‌اش مشکلاتی به همراه داشته باشد که بانظم دهی و منظم کردن موضوعات زندگی نظم یابد.

آلزایمر

آلزایمر را یکی از شایع‌ترین علل زوال عقل می‌دانند. این بیماری یک اختلال پیش‌رونده مغزی است .کاهش سطح نوروترنسمیتر استیل کولین مغز،آسیب‌های مکرر به سر، التهاب مغز، عفونت‌ها و ویروس‌های مختلف، کاهش جریان خون در مغز، تأثیر پلاک‌های آمیلوئیدی و ملاف نوروفیبری در متابولیسم سلولی از عوامل متعددی است که می‌تواند منجر به شکل‌گیری آلزایمر در فرد شود.

آمیلوئید یک ماده شفاف است که بیشتر از پروتئین ساخته‌شده است و در بعضی اندام‌ها و بافت‌های بدن جانداران، تحت بعضی شرایط غیرعادی به وجود میاید. نوروفیبر یا نوروفیبریل، یک فیبر پروتئینی است که در سیتوپلاسم نورون‌ها یافت می‌شود. پلاک‌های آمیلوئیدی و کلاف‌های نوروفیبری، به مرور زمان تغییراتی در مغز به وجود میاورند. در مراحل اولیه بیماری، آن‌ها ظاهراً باعث مرگ نورون‌ها می‌شوند. با مردن نورون‌ها، ابتدا کورتکس مغزی، کورتکس درون-خیشومی و هیپوکامپ و بعداً کورتکس پیشانی، گیجگاهی و آهیانه‌ای تحلیل می‌روند. با کوچک شدن آن‌ها، بطن‌های مغز بزرگ می‌شوند. مخچه، نخاع شوکی، و مناطق حسی و حرکتی کورتکس کمتر تحت تأثیر قرار می‌گیرند به همین دلیل است که مبتلایان به آلزایمر مدت‌ها هیچ نشانه فیزیکی بیماری بروز نمی‌دهند.آن‌ها تا مدتی می‌توانند عادی راه بروند رفتارهایی که به علت کثرت استفاده می‌کنند دست‌نخورده باقی می‌ماند و به همین دلیل غریبه‌ها متوجه نمی‌شوند. دانشمندان چند ژن کشف کرده‌اند که در افراد مبتلابه آلزایمر بارز است و ممکن است سال‌ها نافعال باقی بماند و در سالمندی فعال شود. به‌هرحال این بیماری علائم خود را  طی سه مرحله نشان می‌دهد.

مرحله اول : طی این مرحله اختلال در حافظه کوتاه‌مدت را شاهد هستیم. به‌گونه‌ای که قدرت یادگیری سالمند کاهش پیدا می‌کند.

مرحله دوم : در این مرحله در حواس پنج‌گانه و مدیریت آن‌ها اختلال‌هایی را شاهد هستیم.  انجام امور روزمره مانند پخت‌وپز، خرید و اداره امور مالی برای سالمند دشوار می‌شود.

مرحله سوم : این مرحله، مرحله‌ی پایانی است. سالمند همه‌چیز و حتی نام خود را از یاد می‌برد. کنترل احساسات خود ازجمله مدیریت خشم و مبادی‌آداب بودن را از دست می‌دهد. به‌نوعی نیازمند می‌شود و استقلال وی کاهش می‌یابد به‌گونه‌ای که کنترل ادرار و مدفوع، قدرت تکلم و حرکت را از دست می‌دهد.

در چنین مواردی در ابتدا تشخیص و شناسایی بیماری می‌تواند اولین و مؤثرترین گام برای ارائه درمان مناسب برای سالمند باشد. درصورتی‌که علائم زیر را شاهد باشیم بایست به متخصص مراجعه کنیم تا امکان تشخیص زودهنگام بیماری و تشخیص افتراقی آن از فراموشی طبیعی میسر گردد.

  1. فراموش کردن مسائل جزئی و روزمره زندگی به‌کرات
  2. عدم به یادآوردن کلمات در بیان جملات و تکلم
  3. تکرار مکرر یک خاطره و عدم به یادآوردن تعریف آن
  4. کاهش رفتارهای مبادی‌آداب در تعاملات اجتماعی
  5. کندی و نابهنجاری درراه رفتن و رفتارهای حرکتی
  6. عصبانیت‌های نابهنگام و گاها بی‌تناسب و بکار بردن کلمات نامناسب که قبلاً استفاده نمی‌شده است
  7. کاهش کنترل بر عملکردهای طبیعی جهت برآوردن نیازهای طبیعی ازجمله کنترل دفع و ادرار و..

عوامل خطر برای بیماری آلزایمر

این عوامل می‌تواند فرد را مستعد ابتلا به بیماری آلزایمر کند.

سن: نشانه اصلی خطر ابتلا به این بیماری است. جنس: در زنان بیشتر از مردان است. ژنتیک: ابتلای یک عضو از اعضای خانواده

سابقه: سابقه نقص‌های شناختی در خانواده. سابقه آسیب به سر. تحصیلات پایین

 

ملاک‌های تشخیصی اختلال عصبی- شناختی:

  1. معیارهای اختلال عصبی- شناختی عمده یا خفیف برآورده شده‌اند.
  2. نقص در یک یا چند زمینه شناختی، شروع موذیانه دارد و به‌تدریج پیشرفت می‌کند (در مورد NCDعمده، حداقل دو زمینه شناختی باید دچار نقص شده باشند).
  3. معیارهای لازم برای بیماری آلزایمر محتمل یا ممکن برآورده شده‌اند، به ترتیب:

در مورد اختلال عصبی- شناختی عمده:

اگر یکی از دو مورد زیر حضورداشته باشد، بیماری آلزایمر محتمل، و در غیر این صورت، باید بیماری آلزایمر ممکن تشخیص داده خواهد شد.

  1. شواهد دال بر وجود یک جهش ژنی عامل آلزایمر، که از سابقه خانوادگی یا آزمودن ژنتیک به‌دست‌آمده‌اند.
  2. حضور هر سه مورد زیر:
  3. شواهدی آشکار که نشان می‌دهد حافظه و توانایی یادگیری فرد و حداقل یک توانایی شناختی دیگر، افت کرده‌اند (بر اساس سوابق دقیق و همراه با جزئیات یا آزمون‌های نوروپسیکولوژیک سریال).
  4. افت تدریجی در شناخت، که بدون توقف پیشرفت می‌کند، بدون پلاتوهای طولانی.
  5. هیچ‌گونه شواهدی دال بر امکان حضور علت‌های مختلط وجود ندارد (یعنی، سایر بیماری‌های عصبی- شناختی یا مغزی- عروقی، یا یک عارضه یا بیماری نورولوژیک، پیسکولوژیک، یا سیستمیک دیگر، که احتمال دارد در افت شناختی نقش داشته باشد، وجود ندارد).

در مورد اختلال عصبی- شناختی خفیف:

اگر شواهد نشان دهند که یک جهش ژنتیک باعث بیماری آلزایمر شده است، باید بیماری آلزایمر محتمل تشخیص داده شود (شواهد از آزمون ژنتیک یا سابقه خانوادگی به‌دست‌آمده است).

اگر هیچ شاهدی نشان ندهد که یک جهش ژنتیک باعث بیماری آلزایمر شده است، باید بیماری آلزایمر ممکن تشخیص داده شود (شواهد از آزمون ژنتیک یا سابقه خانوادگی به‌دست‌آمده است). همچنین، هر سه مورد زیر باید حضورداشته باشند:

  1. شواهد آشکار که نشان می‌دهند حافظه و توانایی یادگیری افت کرده است.
  2. افت تدریجی در شناخت که بدون توقف پیشرفت می‌کند، بدون پلاتوهای طولانی.
  3. هیچ شاهدی دال بر امکان حضور علت‌های مختلط وجود ندارند (یعنی، سایر بیماری‌های عصبی-شناختی یا مغزی-عروقی، یا یک عارضه یا بیماری نورولوژی، پسیکولوژیک یا سیستمیک دیگر که احتمال دارد درافت شناختی نقش داشته باشد، وجود ندارد)
  4. بیماری مغزی- عروقی، یک بیماری عصبی- شناختی دیگر، اثر یک ماده یا یک اختلال پسیکولوژیک یا سیستمیک دیگر نمی‌تواند توضیح بهتری برای این ناراحتی باشد.

 

 

از دسته اختلالات شایع در سالمندان می‌توان به انواع فراموشی‌ها اشاره کرد که ناشی از آسیب بخش‌های مختلف مغز می‌تواند باشد. همچنین آسیب ناشی از سکته‌های مغزی به دلایل متعدد نیز می‌تواند در سالمندی به دلیل مشکلات متعدد قلبی و عروقی و مسائل جسمانی رخ دهد. یکی از طبیعی‌ترین اختلالات و شکایات افراد سالمند به‌غیراز مسائل جسمانی مشکلات مرتبط با خواب است. حدود ۵۰ درصد افراد سالمند از مشکلات خواب شکایت دارند. برخی از این مشکلات حاصل تغییرات طبیعی سالمندی است. شایع‌ترین اختلال خواب این دوره بی‌خوابی است که به شکل سخت به خواب رفتن و یا اشکال در ادامه خواب بروز می‌کند. بی‌خوابی به‌خودی‌خود بیماری نیست و گاهی علامت مشکل‌هایی مانند فشار روانی مثل غم و غصه و اختلالات روانی مانند اضطراب و افسردگی است و با برطرف شدن آن‌ها بی‌خوابی نیز برطرف می‌شود.

درمان

برای درمان کلیه اختلالات و بیماری‌های دوران سالمندی با توجه به نوع اختلال پس از شناسایی و آگاهی نسبت به مشکل می‌توان به متخصص مربوطه مراجعه کرد. بااین‌حال همیشه پیشگیری بهتر از درمان است، فلذا پیشنهاد‌ها زیر به افراد سالمند ارائه می‌شود.

  1. مطالعه و آگاهی کافی از روند سلامت و سلم زیستن، آگاهی از علائم مرتبط با ناسازگاری‌ها و بیماری‌ها در دوران سالمندی
  2. تغذیه مناسب و استفاده از انواع ویتامین‌ها و مواد موردنیاز بدن با کمک پزشک متخصص تغذیه
  3. ورزش، تحرک و فعالیت جسمانی مناسب باسن زیر نظر متخصص مرتبط
  4. داشتن فعالیت‌های مثبت و امیدبخش همچون گل‌کاری، گردش و تفریح و معاشرت با دوستان
  5. داشتن شبکه حمایت اجتماعی و فعالیت‌های معنوی جهت بازسازی و ایجاد سازگاری روانی بالاتر
  6. دوری از استرس و شکل‌دهی سبک زندگی سازگارانه متناسب با سن فرد

 

 

 

 

 

نظر شما

ماهنامه فرهنگی ، هنری ، اجتماعی ذهن آویز با تلاش جمعی از فرهیختگان و صاحبنظران جامعه در صدد است تا با رویکرد سلامت محور به مسائل جامعه بپردازد. این ماهنامه ، 28 ام هر ماه به صورت تمام الکترونیک از طریق وبگاه www.zehnavizonline.ir با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر می شود.خوشحالیم قدمی هرچند کوچک برای سلامت جامعه بر می داریم.

ذهن آویز

 

ما از کوکی ها برای بهبود وب سایت استفاده می کنیم. برای مشاهده اطلاعات بیشتر مراجعه کنید به سیاست کوکی ها. من در سایت از کوکی ها استفاده می کنم. قبول کردن