چو ایران نباشد تن من مباد

02 خرداد 1398
نویسنده:  

بزرگان شعر و ادب فارسی تا آنجا صاحب آوازه بودند که آثارشان در ادبیات دنیا توانسته جذابیت شایانی را به خود اختصاص دهد تا جایی که بسیاری از ادبیان از آثار شعرا و ادبای ایرانی تاثیر گرفته‌اند.

 

بر آن شدم که 1 اردیبهشت ماه مصادف با بزرگداشت روز سعدی، به‌مناسبت 25 اردیبهشت ماه مصادف با روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگ‌داشت حکیم ابوالقاسم فردوسی، همچنین 28 اردیبهشت ماه روز بزرگ‌داشت حکیم عمر خیام نثری کوتاه در معرفی این سه ادیب بزرگ بنویسم.

سعدی

ابومحمّد مُشرف‌الدین مُصلح بن عبدالله بن مشرّف متخلص به سعدی (۶۰۶ – ۶۹۰ هجری قمری)  شاعر و نویسنده بزرگ ایرانی است. اهل ادب به او لقب استادِ سخن، پادشاهِ سخن، شیخِ اجلّ و حتی به‌طور مطلق، استاد داده‌اند. او مهم‌ترین مرکز علم و دانش جهان اسلام در زمان خود در نظامیه بغداد به تحصیل پرداخت. سفرهای متعددی به شام و حجازداشت و توشه تجربه ودانش اندوخت. زادگاه سعدی شیراز است و پس از تحصیل بدان بازگشت و تا آخر عمر در شیراز ماند. سعدیه آرامگاه وی در شیراز یکی از مکان‌های دیدنی و جذاب برای عاشقان ادب و زبان فارسی است. ولادت سعدی در قرن ششم و هفتم هجری مصادف با اوج‌گیری تصوف در منجر به اثرپذیری این شاعر بزرگ از این جریان فکری و فرهنگی  شد و در آثار وی قابل ملاحظه است. به‌نظر اغلب سعدی‌پژوهان بر این است که سعدی بیش از آن که تابع اخلاق به‌صورت مطلق و فلسفی آن باشد، مصلحت‌اندیش است و از ین‌رو اصولاً نمی‌تواند طرفدار ثابت و بی‌چون‌وچرای قاعده‌ای باشد که احیاناً در جای دیگری آن را بیان کرده‌است. برخی از نوگرایان معاصر ایران آثار او را غیراخلاقی، بی‌ارزش، متناقض و فاقد نظم سیستماتیک قلمداد کرده‌اند با این‌ حال تأثیر انکارناپذیر وی  بر زبان فارسی قابل ستودن است. این تاثیر تا حدی است می‌توان شباهت قابل توجه بین فارسی امروزی و زبان سعدی را شاهد بود. آثار او مدت‌ها در مدرسه‌ها و مکتب‌خانه‌ها به‌عنوان منبع آموزش زبان و ادبیات فارسی تدریس می‌شده  است و بسیاری از ضرب‌المثل‌های رایج در زبان فارسی از آثار وی اقتباس شده‌است. او بر خلاف بسیاری از نویسندگان معاصر یا پیش از خود، ساده‌نویسی و ایجاز را در پیش گرفت و  در زمان حیاتش نیز شهرت زیادی به دست آورد.

آثار وی در کتاب کلیات سعدی، شامل گلستان به نثر، کتاب بوستان در قالب مثنوی و نیز غزلیات، گردآوری شده‌است. علاوه بر این او آثاری در سایر قالب‌های ادبی نظیر قصیده، قطعه، ترجیع‌بند و تک‌بیت به زبان فارسی و عربی نیز دارد. غزلیات سعدی، اغلب عاشقانه و توصیف‌کننده عشق زمینی است؛ هرچند که وی غزلیات پندآموز و عارفانه نیز سروده‌است. گلستان و بوستان به‌عنوان کتاب‌های اخلاقی شناخته می‌شوند و علاوه بر فارسی‌زبانان، بر اندیشمندان غربی از جمله ولتر و گوته نیز تأثیرگذار بوده‌اند.

سعدی در زمان حیات شهرت فراوانی داشت. آثار او حتی در هندوستان، آسیای صغیر و آسیای میانه به زبان فارسی یا به صورت ترجمه در دسترس مخاطبانش قرار داشت. حافظ از جمله شاعرانی بوده که تحت تأثیر سبک سعدی به سرودن غزل پرداخته‌است. در ادبیات معاصر نیز نویسندگانی مانند محمدعلی جمالزاده و ابراهیم گلستان از او تأثیر پذیرفته‌اند. آثار سعدی، بعدها به موسیقی هم راه پیدا کرد و به‌منظور تجلیل از سعدی، اول اردیبهشت روز آغاز نگارش کتاب گلستان در ایران، روز سعدی نامگذاری شده‌است.

 

فردوسی

ابوالقاسم حسن منصور ملقب به فردوسی، شاعر و حماسه‌سرای ایرانی است. او در قرن چهارم می‌زیسته است. تاریخ تولدش را حدود 329- ۳۳۰ قمری دانسته‌اند. فردوسی حاصل ازدواج دوم ابومنصور شرف‌شاه بوده است. تاریخ نقل می‌کند که روزی شرف‌شاه خواب می‌بیند، پسری از خانه او به سمت آسمان رفت. در تعبیر این خواب به او می‌گویند، صاحب پسری خواهد شد، که در تاریخ ماندگار می‌شود.

فردوسی، دهقان‌زاده‌ای بود که در روستای باژ از روستاهای طوس به دنیا آمد. او سفرهایی به بغداد و مازندران نیز داشته است. به نقل نظامی عروضی،‌ فردوسی زندگی مرفه ای داشته، ولی به مرور زمان و صرف سرمایه خویش در راه نظم شاهنامه، اواخر عمر را با تنگدستی به سر برد و سرانجام در هشتاد سالگی در سال ۴۱۱ قمری در محل تولدش درگذشت.

یکی از آثار مورد توجه فردوسی، شاهنامه است. فردوسی در شاهنامه بارها سخن از فرهنگ آورده و به‌دنبال پیوند فرهنگ ایران پیش و پس از اسلام با یکدیگر بوده است. برخی سرودن داستان‌های حماسه ملی ایران را ابتکار فردوسی ندانسته‌اند و کسانی همچون مسعودی مروزی و دقیقی طوسی را قبل از او دانسته‌اند. اساس‌ شاهنامه‌‌نويسي‌ يعني‌ توصيف‌ زندگي‌ شاهان‌ و پهلوانان‌ ايران‌ به‌ روزگاران‌ باستان‌ ايران‌ باز مي‌گردد و ظاهرا در دوره‌ هخامنشيان و ساسانيان كتاب‌هايي‌ از اين‌ دست‌ موجود بوده‌ است‌. سنت‌ شاهنامه‌‌نويسي‌ پس‌ از اسلام‌ و در دوره‌ حكومت‌ سامانيان‌ مجددا رونق‌ گرفت‌ و شاهنامه‌هايي‌ همچون‌ شاهنامه‌ مسعودي‌ مروزي‌، شاهنامه‌ ابوالمؤيد بلخي‌، شاهنامه‌ ابوعلي‌ بلخي‌ و شاهنامه‌ ابومنصوري‌ و شاهنامه‌ دقيقي‌ بوجود آمدند كه‌ ماخذ اين‌ شاهنامه‌ها همان‌ داستان‌هاي اوستايي و كتاب‌هاي‌ پهلوي‌ همچون‌ خوتاي‌نامك‌ (خداي‌ نامه‌) بوده‌ است‌. فردوسي‌در سال‌ 365 ه.ق‌ با مطالعه‌ اين‌ شاهنامه‌ها دل‌ به‌ نظم‌ شاهنامه‌اي‌ عظيم‌ كه‌ تمامي‌ داستان‌هاي‌ ملي‌ ايران‌ را دربرگيرد سپرد و تلاش‌ سترگ‌ خود را كه‌ مي‌رفت‌ ملتي‌ را به‌ شعر و قلم‌ زنده‌ نگاه‌ دارد آغاز نمود. تاریخ می‌گوید، وقتی فردوسی چهل ساله بود، دقیقی، شاعر ایرانی،‌ سال‌ها قبلش به شعر در آوردن تاریخ ملی ایران را شروع کرده بود و پیش از اتمام این کار، به دست غلامش کشته می‌شود. فردوسی تصمیم به تکمیل کار او می‌گیرد و تاریخی که به دست ابومنصور، حاکم طوس فراهم و شامل تاریخ شاهان قدیم ایران و سرگذشت قوم ایرانی بود را به شعر در می‌آورد. بنابراین، تاریخ ابومنصور معروف به شاهنامه منصوری، عمده‌ترین منبع سرودن شاهنامه فردوسی شد. او در سال ۳۷۰ این کار را شروع و در سال ۴۰۰ به پایان رساند.

در شاهنامه‌، حكيم‌ طوس‌ پس‌ از نعت‌ خداوند توصيف‌ دانش‌ و خرد و مدح‌ پيامبر اسلام‌(ص‌) و يارانش‌ از كيومرث‌ آغاز كرده‌ و پس‌ از نام‌ بردن‌ شرح‌ زندگي‌ پنجاه‌ پادشاه‌ داستاني‌ و تاريخي‌ و حالات‌ و رزم‌ و بزم‌ پهلوانان‌ و وزيران‌ آنان‌ كتاب‌ خود را با شكست‌ يزدگرد سوم‌ ساساني‌ و فتح‌ ايران توسط اعراب‌ به‌ پايان‌ مي‌رساند. داستان‌ پادشاهي‌ منوچهر و بيان‌ آغاز تمدن‌ بشر، ضحاك‌، كاوه‌ آهنگر، فريدون‌، سام‌، زال‌، رستم‌، نوذر، افراسياب‌، جنگ‌هاي‌ ايرانيان‌ و تورانيان‌،كيكاووس‌، هفت‌ خوان‌ رستم‌، سهراب‌، سياوش‌، كيخسرو، بيژن‌ و منيژه‌، ظهور زرتشت‌، اسكندر و اشكانيان‌ و ساسانيان‌ هر يك‌ از داستان‌هاي‌ بسيار زيبا، شيرين‌ و جذاب‌ شاهنامه‌ مي‌باشند كه‌ خواننده‌ را به‌ عمق‌ تاريخ‌ ملي‌ و حماسي‌ ايران‌ برده‌ و غرور و افتخارات‌ بزرگ‌ ايرانيان‌ را به‌ آنان‌ باز مي‌شناسانند.
اين‌ ديوان‌ ارجمند شعر و ادب‌ فارسي‌ سند ملت‌ ماست‌ و داستانهاي‌ پهلوانان‌ ايراني‌ شاهنامه‌ به‌ تك‌ تك‌ ايرانيان‌ درس‌ شجاعت‌ و عفت‌ و فداكاري‌ و ميهن‌دوستي و وفا مي‌آموزد. شايد به‌ همين‌ دليل‌ است‌ كه‌ داستان‌هاي‌ اين‌ كتاب‌ جاوداني‌ با وجود گذشت‌ قرن‌ها و قرن‌ها هنوز در گوشه‌ و كنار ايران‌ از پايتخت‌ تا دور افتاده‌ترين‌ شهرها و روستاها در منازل‌ و قهوه‌خانه‌ها و چادرهاي‌ ايلات‌ و عشاير به‌ شيوه‌ نقالي‌ جاري‌ مي‌شود و مردم‌ ايران‌ را ازهر نژاد و طايفه‌ و دين‌ و مذهب‌ شيفته‌ روح‌ بلند و دلاوري‌هاي‌ پهلوانان‌ ايران‌ و عواطف‌ انساني‌ آنها مي‌نمايد. ابياتي‌ وي در شاهنامه‌ خود گوياي‌ بلندي‌ نظر و آزادگي‌ روح‌ فردوسي‌ و تسلط شگرف‌ او در آرايش‌ صحنه‌ها،گزينش‌ كلمات‌، تركيب‌ استادانه‌ اجزاي‌ جملات‌ و ارايه‌ تصاوير متناسب‌ با موضوع‌ و صور حسي‌ خيال‌ است‌.
نام و آوازه فردوسی در همه جای جهان شناخته شده و ستوده شده‌است. فردوسی در اواخر عمر وقتی مشوقانش را برای ادامه شاهنامه از دست داد، به گزارش تاریخ، برای حفظ شاهنامه تصمیم می‌گیرد آن را به نام شاه محمود غزنوی کند، اما گفته شده به دلایلی مختلفی شاهنامه مورد قبول محمود قرار نگرفت .

 

حکیم عمر خیام

خیام در نیمه نخست قرن پنجم هجرت قمری چشم به جهان گشود. قرن پنجم عصر سلجوقيان، تجدید حیات عباسيان و مذهب تسنن، اوج‌گیری جنبش اسماعیلیان و ترورهای هراس انگیز، قرن تاسيس مدرسه نظاميه، دوران پختگي تصوف و افول انديشه معتزله و صعود کلام اشعری و شکوفایی چشمگير زبان وادبيات فارس است. ایران در دامان خود شخصیت‌های پرآوازه‌ای چون نظام الملک، غزالی، حسن صباح و خیام را در این قرن پروراند.

عمر ابن ابراهیم خیام  در سوم خرداد سال ۴۲۷ خورشیدی هم‌زمان با طلوع خورشيد در شهر نيشابور متولد شد. پدرش خیمه‌دوز بود. او نزد حمام ابوالحسن انباری کتاب المجسطی بطلمیوس را آموخت. افکار و عقاید ابوعلی‌سینا را قبول داشت. ملازم سلطان ملک‌شاه سلجوقی بود. نظام‌الملک وسلطان ملک‌شاه ،گروهی از منجمان را گرد آوردند و در رصد خانه‌ای که بنا کردند، نوروز را به آغاز حمل (اولین برج از برج‌های دوازده‌گانه سال شمس ،معادل فروردين)  یاد کردند که مبدا تقویم امروز ما شد. خیام به همراه ابوالمظفر اسفزاری و میمون ابن نجیب واسطی و چند تن دیگر از منجمان آن زمان در این کار سهیم بودند.

در تاريخ‌الحکما نوشته قفطی چنان آمده:

عمرخیام، امام خراسان و علامه دوران بود. در علم یونانیان دانا بود، چون معاصرانش در دست او طعن زدند، افسار زبان و قلمش را کشید و از روی تقیه و نه تقوا، به حج رفت.

تاريخ دقيق در گذشت خیام روشن نیست. بیهقی تاريخ دقيق درگذشت او را نياورده است، اما واپسین ساعات زندگی او را چنان گزارش داده است:

دامادش (دامادخیام) امام محمد بغدادی، برایم نقل کرد که خیام در همان حال که دندان‌هایش را با خلال دندان زرين می‌کاوید، بخش الهيات کتاب شفا را مطالعه می‌کرد، چون به فصل واحدوکثیر رسید، خلال دندان را باب دو برگ گذاشت و گفت: ”شاهدان عادل را بخوان تا وصیت کنم. ” چون و ثبت کرد، برخاست و به نماز ایستاد. نه چیزی خورد و نه چیزی نوشید. چون نماز خفتن را به جای آورد، به سجده رفت و درسجود گفت: ”بار خدایا! میدانی که من به فراخور توانم تو را شناختم، پس مرا ببخشای، زیرا وسيله من برای تقرب به تو همین شناخته است که حاصل کرده ام.”  و درگذشت.

مورخان بیشترین اجماع نظر را بر پنجشنبه ۱۲ محرم سال ۵۱۶ هجرت قمری دارند و تاریخ وفات خیام را چنان معلوم کردند. محل دفن او گورستان شهر کهنه نيشابور در پایین دیوار باغی، زیرسایه درختان گلابی وزرد آلو بود.

از آثار خیام در زمینه‌های متعددی می‌توان نام برد.

 ریاضیات: فی البراهین علی مسایل الجبر والمقابله، فی قسمت ربع الدایره، رساله فی شرح ما اشکل من مصادرات کتاب اقليدس، ميزان الحکمه و رسالات دیگری که در منابع ذکر شدند اما در دسترس نیستند.

فلسفه: رساله فی الکون و التکلیف، ضرورت اقتصاد فی العالم والجبر و البقا، فی الوجود، الضیا العقلی فی العلم الکلی، علم کلیات وجود، جوابا آثار مسایل

در ادبيات: رباعیات او با اشعار فلسفه بسيار مشهور است.  در طبیعیات کتابی از او در دست نیست.

شاگردان خیام: احمدابن عمر بن علی نظامی عروضی  نويسنده چهار مقاله، ابوالمعالي عبدالله  ابن محمد میانجی، شرف الزمان محمد ایلاقی، حکیم علم ابن محمد حجاز قاینی

 

 

نظر شما

ماهنامه فرهنگی ، هنری ، اجتماعی ذهن آویز با تلاش جمعی از فرهیختگان و صاحبنظران جامعه در صدد است تا با رویکرد سلامت محور به مسائل جامعه بپردازد. این ماهنامه ، 28 ام هر ماه به صورت تمام الکترونیک از طریق وبگاه www.zehnavizonline.ir با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر می شود.خوشحالیم قدمی هرچند کوچک برای سلامت جامعه بر می داریم.

ذهن آویز

 

ما از کوکی ها برای بهبود وب سایت استفاده می کنیم. برای مشاهده اطلاعات بیشتر مراجعه کنید به سیاست کوکی ها. من در سایت از کوکی ها استفاده می کنم. قبول کردن