چیزی نخواهم جز بوی گندم / جز برق شادی در چشم مردم ؛ نیاز مردم شادیست

02 خرداد 1398
نویسنده:  

. به بهانه بزرگداشت ملی روز روان‌شناس و مشاور با مراجعه به اسناد موجود از میان بزرگان روان‌شناسی و دلسوزان این علم و حرفه انسانی به گفت‌و‌گو با طراح سازمان نظام روان‌‌شناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران جناب آقای دکتر مداحی پرداختیم.

 

انسان‌ها از دیر باز با دو بعد جسمانی و روانی خود شناخته شده‌اند. در تعریف بهداشت جهانی امروزه ابعاد گسترده‌تری برای سلامت درنظر گرفته شده است که کلیه ابعاد زیستن انسان را در بر می‌گیرد. و می‌توان گفت روان آدمی مبدا و منشاء تامین کلیه نیازهای زیستی اوست. در کلیه جوامع از جمله ایران ابعاد گسترده روان‌شناسی مورد توجه محافل و نهادهای مرتبط قرار  دارد، لکن پرداختن حرفه‌ای بدان در عمل گاها با چالش‌های متعددی روبه‌رو بوده است. چرا که در ظاهر این علم گفت‌و‌گویی است محاوره ای و هر فردی که بتواند همدلی و کلام موثری داشته باشد می‌تواند از آن بهره گیرد و خود را روان‌شناس بنامد لکن در این بین اخلاق و دانش حرفه‌ای فراموش شده و خود منشاء بروز بسیاری از آسیب‌ها خواهد بود. تلاش‌های حرفه ای اساتید روان‌شناسی در ایران منجر به شکل‌دهی ساختارهای متعدد نظارتی، پژوهشی،آموزشی و درمانی در این حیطه گردید. تلاش‌های مستمر علاقمندان به فعالیت انسانی و حرفه ‌ ای در حیطه روان‌شناسی منجر به شکل‌‌گیری ساختاری قانونی جهت رسیدگی به امور روان‌شناسان و در پی آن خدمت رسانی مناسب به عموم جامعه گردید و در این میان نام بزرگانی چون دکتر مداحی، دکتر الهیاری، دکتر افروز و در حال حاضر دکتر محمد حاتمی بیانگر تلاش‌های متعدد جهت ایجاد ساختار منسجم و قدرتمندی برای خدمت‌رسانی به مردم است. هرچند که تلاش‌های مستمر و بی چشم‌داشت عزیزان و استاد روان‌شناسی قبل از شکل‌گیری سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره را نباید از نظر دور داشت و اگر تلاش‌های افرادی چون دکتر صناعی، دکتر شاملو، دکتر براهنی، دکتر دادستان و دیگر بزرگواران این عرصه در ساختاردهی دانشگاهی و شکل‌دهی انجمن‌های علمی نبود کار بسی دشوارتر پیش می‌رفت. به بهانه بزرگداشت ملی روز روان‌شناس و مشاور با مراجعه به اسناد موجود از میان بزرگان روان‌شناسی و دلسوزان این علم و حرفه انسانی به گفت‌و‌گو با طراح سازمان نظام روان‌‌شناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران جناب آقای دکتر مداحی پرداختیم.

  • ضمن عرض سلام و احترام استاد ارجمند، ممنون می‌شوم در خصوص اوضاع کنونی روان‌شناسی اعلام نظر بفرمایید؟

ما اکنون در هزاره سوم به سر می‌بریم، در هزاره سوم اگر روان‌شناسی جایگاه هزاره سوم را درک نکند، جزو علوم راکد و در حاشیه رانده خواهد شد بدلیل اینکه امروز هم رقبای زیادی برای حرفه‌های یاورانه وجود دارد از روانپزشک و غیره و حتی افرادی که تحصیلات روان‌شناسی و مشاوره ندارند و این هم مفید است و هم می‌تواند مضر باشد. برخی دوستان بجهت علمی مرتبط مثل روانپزشک‌ها می‌توانند همراه شوند اما برخی به‌جهت نداشتن علم مرتبط می‌توانند آسیب جدی برای جامعه باشند، به‌علاوه اینکه مردم در هزاره سوم به دانش جدید و نوین جهت حل مسائل خود نیاز دارند. روان‌شناسی اگر با مدل سنتی جلو برود حتی با تعداد مراکزی که ایجاد کرده است، نمی‌تواند جوابگوی نیازهای جامعه باشد، پس ضرورت بازنگری در ابعاد سیستمی و علمی در روان‌شناسی احساس می‌گردد.

  • این بازنگری چگونه می‌تواند رخ دهد؟

در سه حوزه می‌تواند خود را بازنگری کند، در حوزه سخت‌افزاری، نرم‌افزاری، مغز افزاری. در حوزه مغز افزاری قطعا باید مهارت افزایی کنند. امروز فارغ‌التحصیلان ما مفید و مناسب برای ارائه خدمات در جامعه نیستند، پس بایستی ما بیاییم و توانمندسازی را ایجاد کنیم. توانمدسازی هم با انحصار پیش نخواهد رفت، بنده به عنوان معاون آموزشی سازمان نظام عرض می‌کنم، این که بیاییم آموزش را فقط انحصار سازمان کنیم، جفاست در حق روان‌شناسی، بایست سفره آموزشی در سراسر کشور گسترده شود و از همه ظرفیت‌های کشور برای افزایش توانمندسازی روان شناسان بهره گرفت. این انحصار جز محدودیت و کاهش دانش چیزی دربرنخواهد داشت. هنر ما در ایجاد انحصار نیست، هنر ما این است که بتوانیم خوب مدیریت کنیم و ظرفیت‌های توانمدسازی آموزشی را شناسایی کنیم و آن را مناسب مدیریت کنیم و با هدایت، تشویق و انگیزه سطح دانش علمی و ارائه خدمات حرفه‌ای را افزایش دهیم و قابل درک و قابل استفاده برای عموم افراد جامعه شود. وقتی چنین اتفاقی نیفتد روان‌شناسی زرد ظهور می‌کند و مردم آن را به‌جهت نیاز استقبال کرده و البته آسیب هم خواهند دید و ما هم مجبور می‌شویم بخش اعظمی از انرژی خود را صرف شناسایی و مقابله یا حذف آن‌ها جهت کاهش آثار مخربش بگذاریم. این نگاه مخرب است که وقتی خودمان نمی‌توانیم رشد کنیم دیگری را بیاوریم پایین ، این نگاه کهتری آدلری است و رفتار یک انسانی است که از سلامت دور است، بنابراین من تایید نمی‌کنم روان‌شناسی زرد را اما وقتی آن موفق است و روان‌شناسان ما از استقبال کمتری برخوردارند گاها، به‌جای مقابله بد نیست از خود بپرسیم چرا و کدام مهارت‌ها برای ارائه خدمات ناب و حرفه‌ای را باید آموخت و در پی توانمندسازی باشیم چراکه تشنه دریافت خدمات حرفه‌ای روان شناسی در جامعه زیاد است. بنابراین افرایش مهارت‌های حرفه‌ای خود گامی جهت بازنگری مغزافزاری است.

در حوزه نرم افزاری ما نیاز به قوانین داریم، قوانین خوب، ما بایست روان‌شناسی خانواده را جا بیندازیم، مشاور خانواده بایست جا بیفتد.این‌ها همه نیاز است و همه شغل و خدمت‌ رسانی به مردم است. هشتاد میلیون مردم ایران درگیر انواع اختلالات ثبت شده و غیر تبت شده، آشکارا و پنهان هستند، آسیب‌های اجتماعی غوغا می‌کند، آسیب‌های روانی بر اساس آمارهای وزارت بهداشت غوغا می‌کند، پس اگر بایست کاری بکنیم اول بایست سواد سلامت مردم جامعه و گاها حتی مسئولین را افزایش دهیم تا هم ضرورت بیان نیاز و هم ساختارسازی برای پاسخگویی به نیاز احساس شود. بایست قانون ایجاد کرد، الزامی‌کردن روان‌شناس و مشاور خانواده، الزامی‌کردن بیمه سلامت روان، الزامی‌کردن صلاحیت همسربودن، صلاحیت والدگری، ببینید در تمام حیطه‌‌ها کار هست که انجام شود و عزم راسخ و همگانی نیاز است. اگر می‌خواهیم نسل جدید از سلامت بهره گیرد دانش ما و آگاهی ما و مسئولان و عموم جامعه نیاز است. سهم سلامت روان در بودجه کشور بسیار اندک است، همه جای دنیا بین 7 تا 12 درصد است و در ایران 3 دهم یک درصد است که تازه این هم برای بالین بوده و بسیار اندک است در حالی که ضرورت پرداختن به این مبحث در هر جامعه‌ای بدیهی است.

در حوزه سخت‌افزاری هم بایست نهادسازی صورت گیرد. برای متولیان سازمان‌های موجود، شکل‌گیری نهادهای جدید رعب‌آور نباشد، سازمان‌ها، نهادها، انجمن‌ها، دپارتمان‌ها، انستیتوها و ..... هرچه بیشتر بازوها و بسترهای مناسب برای پرداختن به دو حوزه دیگر بیشتر و قدرتمندتر. چرا در مرحله سوم فرویدی برخی دوستان تثبیت شده‌اند و هر خلق نوین و جدیدی با برخوردی دفاعی روبه‌رو می‌شود. بخشی از جریان‌سازی مبتنی بر تونل نهادسازی استو اگر بخواهیم جریان سلامت روان را در کشور برای مردم ایجاد کنیم نیاز به نهادهای بیشتر و گسترده‌تری داریم و توسعه و تنوع نیاز است.

بنابراین اگر در هزاره سوم در این سه حیطه بازنگری نشود این علم آنگونه که می‌تواند و ظزفیت اصلی آن است در خدمت مردم جامعه نخواهد بود.

  • با توجه به فرمایشات شما و آمارهای موجود در خصوص روند سالمندی در جمعیت ایران، پس پرداختن به بحث سالمندی نکته بسیار ضروری بنظر می‌رسد؟

بله دقیقا، ابتدا تشکر می‌کنم که شما به این موضوع پرداخته‌اید. می‌تونم بگم سونامی پیری در راه است، از نظر جمعیت‌شناسی هر جامعه ای یک پنجره‌ای دارد که آن پنجره رشد جمعیت هست و همه کشورها از این پنجره طلایی در جهت تحول جامعه خود استفاده می‌کنند. این پنجره تا چند سال آینده بسته می‌شود و سونامی سالخوردگی و پیری رخ خواهد داد. این که مجله شما به این موضوع پرداخته است بیانگر آن هست که شما نگاه آینده‌نگرانه و آینده‌پژوهانه هست که جای خوشحالی دارد. خیلی دیر نخواهد شد که با یک جمعیت سالخورده مواجه می‌شویم، خیلی از همین مسئولان که همه امکانات دستشان هست حداقل به خاطر عاقبت خودشان هم که شده بیایند و برای سالمندان و خدمت‌رسانی به آن‌ها قواعد و قوانین و اجرائیات مناسب را برنامه‌‌ریزی کرده و ظرفیت‌سازی کنند. پنجره طلایی جمعیت در حال بسته شدن هست و خیلی از مسئولان کنونی سالمندان آتی خواهند بود، بنده توصیه می‌کنم به عزیزان مسئول در هر گرایش و مسئولیتی که تا دیر نشده به داد مردم و آینده خودشان برسند، کالبدسازی، ظرفیت‌سازی و ساختارسازی کنند برای مردمی که مشقت‌های فراوانی در حوزه‌های مختلف کشیدند تا این کشور را سرپا نگه داشته‌اند. بنابراین چقدر خوب است که ما به این موضوع آینده‌نگرانه نگاه کنیم، اولا تمام مراکز سالمندان خود را با استانداردهای جهانی تطبیق دهیم و صرفا نگاه‌مان به مراکز نگهداری سالمند نباشد، بلکه کاربرد ارتقای سلامت را برای آن درنظر گیریم، گرایش این مراکز به جای نگهداری به ارتقای سلامت تغییر داده شود و این اقدام تا حدی پیش رود که خانواده‌های سالمندان هم ترجیح دهند در کنار عزیزان خود در مراکز مدتی را سر کرده و مهارت‌هایی نیر در این دوران بین نسل‌ها جابه‌جا شود که این امر نیاز به بودجه، قانون و ساختارهای مرتبط دارد، منتها همان‌گونه که گفتم نگاه بایست به نگاه هزاره سوم تغییر پیدا کند. من هشدار می‌دهم به مسئولان که بداد خودتان برسید شما سالمندان آینده هستید، نگاه آینده نگرانه را در سبک مدیریتی خود بگنجانید که ضرورت جامعه است. لازم بذکر هست که بگویم روان‌شناسی سالمندی نیز مثل روان‌شناسی کودک بایست با تبحر و دقت بیشتری اجرا گردد، چرا که ویژگی‌های خاص‌تری دارند، کودکی اغاز زندگی و تجربه است و سالمندی طی مراحل متعدد رشدی که همانگونه که اریکسون اشاره می‌کند مراحل 6 و 7 رشد است، با مرور زندگی خود ممکن است احساس خوشایند یا ناخوسایندی را تجربه کنند و وظیفه روان نشاسان است که برای هر دو گروه برنامه داشته باشند، اینکه سازگاری غیرپاتولوژیک برایشان ایجاد کنیم و یا توانمندی‌های این افراد ارتقا یابید، یا حداقل سبک زیستن سازگارانه و غیرپاتولوژیک برایشان رقم بزنیم و کنارشان تا افق سلامت باشیم که این خود نیاز به همان مواردی که گفتم دارم، قانونگذاری مناسب، برنامه‌ریزی بین سازمانی مناسب که متخصصین حرفه‌ای برای خدمت رسانی به سالمندان تربیت کند. بنده معتقدم در دانشگاه‌ها بایست روان‌شناسی سالمندی ارائه و تدریس گردد و به تربیت حرفه ای افرادی بپردازد که آینده بایست خدمت رسانی مناسبی به بخش اعظمی از جامعه داشته باشند.

  • علاقمندی شما چیست و آیا شما خودتان را سالمند می‌دانید؟

من در دوران میانسالی هستم اما قطعا در دوران سالمندی هم اندکی از تلاشم کم نخواهد شد و همچنان به دنبال خلق کردن خواهم بود. من هر روز ساع 6 صبح بیدارم و پرانرژی با عشق مشغول خدمت‌رسانی به آنچه مسئولیت آن را بر عهده دارم می‌پردازم. علاقه من خلق کردن است، حتی می‌توانم بگویم بهره‌برداری از آن هم جزو اهدافم نیست و هر آنچه را به بهره‌برداری برسانم حاضر واگذار کنم و خلق جدیدی داشته باشم. سازمان نظام یا خانه روان شناسان و سازمان‌های دیگری را که خلق کردم حاضرم بسپارم، همان‌گونه که در سازمان اینگونه بود و برای خانه هم اینگونه است. می‌توانم بگویم خانه روان شناسان و مشاوران و حرف یاورانه با هدف پوشش حلقه مفقوده خدمت‌رسانی شکل گرفت. ما بایست حلقه مفقود شده میان نیاز به دریافت خدمت و ارائه خدمت رسانی را رفع می‌کردیم که این فرایند با تاسیس خانه روان شناسان و مشاوران و حرف یاورانه توانست تا حدی جبران گردد. این مجموعه حامی و در کنار سازمان نظام فعالیت خود را در سال 1395 به پیشنهاد بنده تاسیس گردید، هرچند باز در این مسیر هم سنگ‌اندازی‌ها بود هرچند دوستانی چون خانم دکتر انیس خوش لهجه کنار من بودند و کارها را پیش می‌بردند و بعد هم دوستان دیگر به جمع ما اضافه شدند و خدا رو شکر اکنون خانه یک فرزند دیگر من یک حامی محکم برای سازمان نظام است و تا بتواند جهت اعتلای سازمان خواهد کوشید که محصول آن دریافت خدمت مناسب روان شناسی برای اقشار مردم خواهد بود. بطور مثال در امسال خانه با انعقاد تفاهم‌نامه‌های متعدد با سازمان‌‍‌‌‌ها اقدام به اجرایی‌سازی طرح‌های خدمت‌رسانی به مردم و اشتغال‌زایی برای همکاران روان‌شناس خواهد داشت. طرح سلامت محله محور، پلیس مشاور، روان شناس در مترو و اقدامات و طرح‌های دیگر. خلق آنچه بتواند به نیاز جامعه پاسخ دهد مرا خوشحال می‌کند. شادی مردم جزو علایق اصلی من است. دوست دارم مردم میهنم در نشاط و رفاه باشند و لبخند بر لبان‌شان، شاعر می‌گوید  چیزی نخواهم جز بوی گندم، جز برق شادی در چشم مردم، از اینکه می‌بینم مردم ما در خود فرو رفته و فرهنگ غم حاکم شده و افسردگی ارزش است، بسیار ناراحت می‌شوم. از اینکه مردم را غرق در شادی ببینم تنها آرزوی من است. امروز نیاز مردم میهنم شادی است و من بر خود لازم می‌دونم تا آنجا که می‌توانم با نگاه هزاره سوم در راستای سلامت مردم میهنم گام بردارم.

 

 

نظر بدهید 124  بازدیدها
مهرک اخص

نظر شما

ماهنامه فرهنگی ، هنری ، اجتماعی ذهن آویز با تلاش جمعی از فرهیختگان و صاحبنظران جامعه در صدد است تا با رویکرد سلامت محور به مسائل جامعه بپردازد. این ماهنامه ، 28 ام هر ماه به صورت تمام الکترونیک از طریق وبگاه www.zehnavizonline.ir با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر می شود.خوشحالیم قدمی هرچند کوچک برای سلامت جامعه بر می داریم.

ذهن آویز

 

ما از کوکی ها برای بهبود وب سایت استفاده می کنیم. برای مشاهده اطلاعات بیشتر مراجعه کنید به سیاست کوکی ها. من در سایت از کوکی ها استفاده می کنم. قبول کردن