سلامت اقتصادی در رفاه نسبی است یا ساختی دوباره اگرچه دشوار

27 ارديبهشت 1398
نویسنده:  

روزی روزگاری یک خان عادل و دانایی بود، خان زمین های پنبه زیادی داشت و رعایای زیادی در آن کار می کردند. او چندین کارگاه ریسندگی و کارگران زیادی از کارگران یقه آبی تا کارگران یقه سفید (مهندسان، حسابداران و ......... ) داشت.

 

خان فهمیده بود برای تربیت کارگران به آموزش نیاز است به همین دلیل معلمان و اساتید زیادی را به خدمت گرفته بود. می توان گفت همه رعایای خان در سیستم آموزش کسب مهارت کردند و هنر حل مساله را آموختند تا بتوانند بهتر و موثرتر برای خان کار کنند. خان به عنوان کارفرما از هوش اجتماعی خوبی برخوردار بود اما معتقد بود نباید بین رعایا هوش اجتماعی تقویت شود. در بین رعایای خان دو تن از پدران قصد کردند برای فرزندان شان آینده ای بسازند.

پدر اول به پسرش پند می داد که در مدرسه خان درس بخواند تا بتواند یه کارگر یقه سفید شود و پسرش در سیستم ارزش گذاری خان پیشرفت کند.

                                                                                                         

اما پدر دوم از کار کردن برای خان خسته بود ! او دوست نداشت که در سیستم ارزش گذاری فردی دیگر رشد کند، همچنین دوست نداشت خودش و پسرش در سیستم ارزش گذاری خان به دنبال ترفیع و ارتقا باشند بلکه میخواست سیستم ارزش گذاری نوینی برای خودش بنا کند.  به همین دلیل او  به همراه پسرش از زمین های پنبه خان مهاجرت کرده و فرسنگ ها دور شدند.  او و پسرش به دنبال یک زمین گشتند که خان از تصاحب آن صرف نظر کرده بود . آن دو با رنج و خون دل آهسته و پیوسته شروع به ساختن مزرعه خود کردند.

 

سال اول سیل بخش زیادی از محصول آن ها را از بین برد و در سال های بعد هم اتفاقات از این قبیل برایشان افتاد ولی آن ها با تلاش و پشتکار توانستند مزارع خود را گسترش دهند و هر سال محصول و زمین های بیشتری بدست آورند و در گذر زمان صاحب کارگر و رعیت شوند.

           ((گویند سنگ لعل شود در مقام صبر                                                         آری شود ولیکن به خون جگر شود ))

40 سال بعد …..

هم پدر اول هم پدر دوم به رحمت خدا رفتند. صبح سردی بود خان داستان ما با خانی دیگر که در چند فرسنگی او بود قرار ملاقات گذاشته بود و سوار بر اسب خود همراه مباشرش به دیدار او می رفت. آن مباشر پسر پدر اول بود و آن خان دوم کسی نبود جز پسر پدر دوم .

همانطور که دیدیم داستان سعی داشت دو نگرش را نشان دهد .

پدر اول با نگرش محافظه کارانه تر باعث شد پسر به مباشر خان تبدیل شود و از کودکی تا مرگ از یک رفاه نسبی بهره مند گردد، اما پدر دوم با تصمیم جسورانه تر در سال های ابتدایی سختی را به جان خرید و پسرش را از عادت به رفاه نسبی جدا کرد در نتیجه او روستای خود را ساخت تا فرزندانش را به یک رفاه کامل برساند.

پدران و پدربزرگان می توانند با هدایت درست نسل های بعدی نقطه آغاز قصه های جذاب نسل های بعد شوند. بدیهی است سالمندان در سال های گذشته فعالیت و تاثیر خود را در اقتصاد داشته اند و اکنون با کولباری از تجربه، ذخیره  دانش نسل قبل می باشند.

اگرچه سالمندان اکنون به فعالیت اقتصادی نمی پردازند، اما سهم ایشان از اقتصاد کمتر از فعالان اقتصادی نیست. چراکه پایه های اقتصادکنونی بر تلاش و دانش گذشتگان بنا شده است. سیاست های بازتوزیع درآمدی می بایست متناسب با هر جامعه ای برنامه ریزی و اجرا گردد و نمی توان با طرفداری مطلق از یک نوع توزیع درآمدی، معایب آن را نادیده گرفت.

 

آخرین‌ها از علی اکبر آدمی

نظر شما

ماهنامه فرهنگی ، هنری ، اجتماعی ذهن آویز با تلاش جمعی از فرهیختگان و صاحبنظران جامعه در صدد است تا با رویکرد سلامت محور به مسائل جامعه بپردازد. این ماهنامه ، 28 ام هر ماه به صورت تمام الکترونیک از طریق وبگاه www.zehnavizonline.ir با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر می شود.خوشحالیم قدمی هرچند کوچک برای سلامت جامعه بر می داریم.

ذهن آویز

 

ما از کوکی ها برای بهبود وب سایت استفاده می کنیم. برای مشاهده اطلاعات بیشتر مراجعه کنید به سیاست کوکی ها. من در سایت از کوکی ها استفاده می کنم. قبول کردن